کتاب – مدیریت استراتژیک (رهیافت ذینفعی)

عنوان کتاب ( فارسی): مدیریت استراتژیک (رهیافت ذینفعی)

عنوان کتاب (انگلیسی): Strategic Management (A stakeholder approach)

نام نویسنده: Edward Freeman

نام مترجم: ـ

ناشر :  Pitman

سال و دوره چاپ : 1984

تلخیص : وحید بیگی

مروری بر کتاب :

فریمن معتقد است مدیرانی شایستگی‌های یک مدیر خوب را دارا هستند که از پس مدیریت سازمان خود در شرایط امروزی یعنی در محیطی با تغییرات بسیار سریع به‌خوبی برآیند. درگذشته سازمان‌ها کاملاً ساده بودند و انجام کسب‌وکار به خرید مواد اولیه از تأمین‌کنندگان، تبدیل آن به محصولات و فروش محصولات به مشتریان محدود می‌شد. به‌عبارت‌دیگر به کسب‌وکار از دیدگاه تولید نگریسته می‌شد. در دیدگاه تولید، مالکان، مدیران و کارکنان برای موفقیت شرکت، تنها نگران جلب نظر و رضایت تأمین‌کنندگان و مشتریان بودند .

در ادامه با جدا شدن مالکیت از مدیریت، دیدگاه مدیریتی بر سازمان‌ها حاکم شد. به‌این‌ترتیب که مالکیت پراکنده‌تر شد و با روی کار آمدن مالکان نهادی نظیر بانک‌ها، شرکت‌های مدرن شکل گرفتند. مدیران در این شرایط برای تضمین موفقیتشان، بایستی هم‌زمان رضایت مالکان، کارکنان و اتحادیه‌هایشان، عرضه‌کنندگان و مشتریان را جلب می‌کردند.

فریمن معتقد است دیدگاه مدیریتی نمایش‌دهنده چارچوب غالب شرکت‌های مدرن امروزی است. در این نگاه شرکت به‌مثابه یک موجودیت تبدیل‌کننده منابع در نظر گرفته می‌شود که مواد اولیه و خام را به محصول تبدیل می‌کنند و پس از محاسبه ارزش مادی این تغییر شکل، سود را به مالکان و حقوق، مزایا و امنیت شغلی را به کارکنان اعطا می‌کند. این در حالی است که در این نگاه، جهان پر از تغییرات سریع امروزی نادرست است. به باور فریمن این تغییرات سریع از دو منبع درونی و بیرونی نشأت می‌گیرد. تغییرات درونی به تغییرات در روابط میان کنشگران اصلی یعنی تأمین‌کنندگان، مالکان، کارکنان و مشتریان با شرکت و مدیران آن اشاره دارد و تغییرات بیرونی بر این موضوع تأکید دارد که دیدگاه مدیریتی ناقص است و برخی از عناصر مهم محیطی را نادیده می‌انگارد.

تغییرات درونی

باید با تغییرات درونی با انجام اقدامات مقتضی مقابله کرد اما این تغییرات نقشه مفهومی و ذهنی ما از دنیای بیرون را به چالش نمی‌کشد. به‌عبارت‌دیگر تغییرات درونی در قواعد و روش‌های درک شده و شناخته‌شده برای ما که به‌صورت روزمره با آن سروکار داریم رخ می‌دهد. به‌عنوان نمونه در دنیای امروزی مالکیت نهادی‌تر و پراکنده‌تر شده‌اند؛ سلطه محصولات آمریکایی بر بازارها رو به افول است و «ساخت ژاپن» برخلاف گذشته نماد اجناس بی‌ارزش و بنجل نیست، بلکه تعیین‌کننده استانداردهایی جدید در کیفیت است و به‌این‌ترتیب مشتریان حق انتخاب پیداکرده‌اند؛ نیروی کار جوان‌تر جایگزین نیروهای قبلی شده است که ارزش‌هایی متغیر دارند و در مواجهه با آن‌ها سبک مدیریت اقتدارگرا دیگر جواب نمی‌دهد و باید سبک‌های مشارکتی را در دستور کار قرارداد. با افزایش رقبا و اتحاد تأمین‌کنندگان برای مدیریت بازار، مواد اولیه دیگر به‌راحتی در دسترس نیست و مدیریت در شرایط امروزی باید بتوانند کمیابی را نیز به‌خوبی مدیریت کنند .

تغییرات بیرونی

تغییرات بیرونی به ظهور گروه‌های جدید، رویدادها و مسائلی اشاره دارد که به‌سرعت و سادگی در چارچوب ذهنی فعلی قابل‌درک نیستند، به‌عبارتی‌دیگر، تغییرات بیرونی، عدم اطمینان ایجاد می‌کند و مسائلی خارج از مباحث مرتبط با کنشگران شناخته‌شده (عرضه‌کنندگان، مشتریان، مالکان و کارکنان) را دربرمی گیرد؛ بنابراین می‌تواند نقشه ذهنی ما را به هم بریزد و ذهن ما را پریشان کند. می‌توان تغییرات بیرونی را در قالب ظهور گروه‌های جدید متعدد و سازمان‌دهی مجدد روابط قدیمی کم‌اهمیت‌تر درگذشته که ذینفع اقدامات یا عدم اقدام شرکت هستند، به‌خوبی درک کرد. به‌عنوان نمونه حکومت‌ها یکی از مهم‌ترین ذینفعان شرکت هستند و باید افسانه جدایی کسب‌وکار از دنیای سیاست را به فراموشی سپرد؛ با توسعه بازارهای بین‌المللی، رقبای خارجی ظهور یافته‌اند که از حمایت‌های زیادی در کشورشان برخوردارند و رقابت با رقبایی که قواعد بازی‌شان متفاوت است، بسیار دشوار است؛ حامیان حقوق مصرف‌کنندگان و همچنین حامیان محیط‌زیست نیز ذینفع فعالیت‌های شرکت‌ها هستند و در تصمیمات باید این گروه‌ها را نیز مدنظر داشت.

دیدگاه ذینفعی

دیدگاه تولید و دیدگاه مدیریتی نمی‌تواند به‌خوبی پیچیدگی‌ها و تغییرات سریع محیط را نشان دهد. ازاین‌رو فریمن با ارائه دیدگاه ذینفعی معتقد است که در این دیدگاه کلیه افراد و گروه‌هایی که بر شرکت اثرگذارند یا از فعالیت‌های شرکت اثر می‌پذیرند، مدنظر قرار می‌گیرد. هر یک از این گروه‌ها یا افراد نقشی حیاتی در موفقیت شرکت ایفا می‌کنند. وی در شکل 3 نمایی بسیار ساده‌شده از مفهوم ذینفعی را ارائه می‌دهد و اذعان دارد که هریک از این گروه‌های ذینفع را می‌توان به چندین ذینفع فرعی‌تر و کوچک‌تر تقسیم کرد.

فریمن در کتاب مدیریت استراتژیک با رهیافت ذینفعی، پس از تبیین تغییرات محیطی و منشأ آن، رویکرد ذینفعی را معرفی می‌کند، چارچوب و فلسفه آن را تشریح و فرآیند مدیریت استراتژیک بر اساس این دیدگاه را ارائه می‌دهد. یکی از مهم‌ترین و کاربردی‌ترین دستاوردهای این کتاب، روش تحلیل ذینفعان است که فریمن در فصل پنجم به توضیح آن پرداخته است.

این پست را منتشر کنید

اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram

پست‌های دیگر