قواعد استراتژی؛ پنج آموزه جاودان از بیل گیتس، اندی گرو و استیو جابز

عنوان کتاب ( فارسی): قواعد استراتژی؛ پنج آموزه جاودان از بیل گیتس، اندی گرو و استیو جابز

عنوان کتاب (انگلیسی):

  Strategy rules: five timeless lessons from Bill Gates, Andy Grove , and Steve Jobs. 

نام نویسنده:  دیوید یوفی، مایکل کوسومانو

نام مترجم: دردانه داوری

ناشر : انتشارات افرند

سال و دوره چاپ : چاپ یکم، پاییز 1395

تلخیص: علی سمیعی دلویی

 

مروری بر کتاب:

کتاب قوانین استراتژی: پنج آموزه جاودان از بیل گیتس، اندی گرو و استیو جابز در اواسط سال 2015 میلادی توسط انتشارات هارپر کالینز منتشر گشته، در مدت کوتاهی جایگاهی جهانی در میان پرتیراژترین و پرفروش ترین کتاب های مدیریتی یافته و طی یک سال به هفده زبان مختلف ترجمه شده است. مترجم کتاب خود از شاگردان کوسومانو در دانشگاه ام آی تی بوده و در سال 2011 میلادی در کلاس (استراتژی) او شرکت کرده است. پس از آن اجازه ترجمه کتاب را مستقیما از او و دیوید یوفی گرفته است. این کتاب در پاییز سال 1395 توسط انتشارات افرند در ایران چاپ و منتشر شده است. نویسندگان کتاب، دیوید یوفی و مایکل کوسومانو، حدود سی سال در دانشگاه های هاروارد و ام آی تی به تدریس موضوع استراتژی مشغول بوده اند. طبق گفته آنان، حین تدریس استراتژی در دانشگاه ها معمولا به ابزارهای تحلیلی و اجرایی پرداخته می شود، اما طرز تفکر استراتژیست های بزرگ، چگونگی یادگیری آنان از تجربه هاشان و نحوه تبدیل ایده های شان به عمل کمتر مورد توجه قرار می گیرد. از نظر این دو استاد استراتژی، ما از آنچه استراتژیست های ماهر در عمل انجام می دهند درک چندان دقیق یا درستی نداریم.

بخش اصلی این کتاب را روش های عملی مشترک میان بیل گیتس، اندی گرو و استیو جابز در قالب قوانین استراتژی تشکیل می دهد. رویکرد نویسندگان کتاب آن را از سایر کتاب هایی که در زمینه استراتژی نوشته شده است متمایز می کند. این رویکرد متمایز هم چنین باعث شده است کتاب حاضر با دیگر کتاب هایی که درباره شرکت های مایکروسافت، اینتل، اپل و مدیران ارشد آنها نوشته شده است کاملا متفاوت باشد. نویسندگان کتاب بعد از دهه ها مطالعه بیل گیتس، اندی گرو و استیو جابز و شرکت های آنها، مجموعه ای از قواعد را استخراج کرده اند که دربرگیرنده اصولی هستند که آن ها برای رهبری شرکت هایشان به کار می گرفتند. یوفی و کوسومانو همچنین روش های بحرانی ای را یافتند که ایشان در آنها قاصر بودند یا شکست می خوردند. این عبرت ها، چه مثبت و چه منفی، به خصوص برای مدیران صنایع پرسرعت و پلتفرم-محور بسیار با ارزش هستند؛ با این حال فقط به کار دنیای فناوری سطح بالا نمی آیند. هر کسی می تواند با فراگیری از گیتس، گرو و جابز یک متفکر استراتژیک و یک رهبر سازمانی کارآمدتر شود. برای آنکه یادگیری از آن ها به نظر کاری دلهره آور نیاید، به یاد بیاورید که سه مدیر عامل- که الهام بخش این کتاب بودند- همیشه (غول پیکران صنعت) نبودند. درست است، آن ها همگی از هوشمندی نامتعارف، نیرومندی زیاد و شور و اشتیاقی فراوان بهره مند بودند. اما هنر رهبری یک شرکت چیزی بود که آن ها طی زمان آموختند. آن ها از طریق تلاش و پافشاری مداوم، در کنار سعی و خطا، خود را به متبحران استراتژی تبدیل کردند و دریافتند سازمان شان را چه طور تشکیل دهند و بدین ترتیب بتوانند مجریان بهتر و زیرک تری باشند. جدول پیش رو دربرگیرنده پنج قاعده ای است که نویسندگان کتاب از سابقه کاری گیتس، گرو، جابز استخراج کرده اند. در این کتاب هر قاعده یک فصل اختصاص داده شده و هر قاعده را به چهار اصل تقسیم شده است.( جدول صفحه ی 268 از متن کتاب )

 

نگاهتان به آینده، و استدلالتان بر مبنای اموخته های قبلی باشد.(فصل اول) شرط بزرگ ببندید، اما روی شرکت شرط بندی نکنید. (فصل دوم) همزمان، پلتفرم و اکوسیستم ایجاد کنید.- نه فقط محصول.(فصل سوم) از مشخصه فردی و قدرت خود هم زمان بهره ببرید.- هم جودو و هم سومو بازی کنید. (فصل چهارم) سازمان خود را به گونه ای شکل دهید که خودتان رکن اصلی اش باشید.(فصل پنجم)
چشم اندازی از آینده داشته باشید؛ محدودیت ها واولویت ها را دسته بندی کنید. بزرگ شرط بندی کنید تا بازی را تغییر دهید. در مورد پلتفرم ها بیندیشید، نه فقط محصولات. در خفا باقی بمانید و جلب توجه نکنید. خودتان را بشناسید- همه چیز، حتی عیوب را.
نیازهای مشتریان را پیش بینی کنید؛ آن ها را با توانمندی های خود تطبیق دهید. روی کل شرکت شرط نبندید. در مورد اکوسیستم ها بیندیشید، نه فقط محصولات. دشمنان تان را نزدیک خودتان نگه دارید. توجه فوق العاده ای به جزئیات گلچین شده داشته باشید.
اقدامات رقبا را پیش بینی کنید؛ راه را به روی آن ها ببندید. کسب و کارتان را خودتان منسوخ کنید. برخی از محصولات و خدمات مکمل تان را خودتان فراهم کنید. نقاط قوت رقبای تان را بپذیرید و آن ها را بهبود دهید. هیچ گاه تصویر کلان را از حیطه دید خود خارج نکنید.
نقاط عطف صنعت را پیش بینی کنید؛ به تغییر متعهد باشید. از خسارت های خود بکاهید. پلتفرم های جدیدی اختراع کنید و تکامل دهید تا از رواج نیفتید. بابت استفاده از وزن و جایگاه های خود واهمه ای نداشته باشید. به کسانی قدرت دهید که صاحب (دانش مربوطه) هستند.

 

سه فصل اول کتاب به قواعد استراتژی اصلی می پردازد که گیتس، گرو و جابز را به مهمترین موفقیت های شان سمت و سو داده اند. فصل اول در مورد نگاه کردن به آینده و سپس استدلال کردن بر مبنای آموخته های قبلی برای تعریف اقداماتی است که باید امروز در پیش گرفته شود. سه مدیر عامل مطرح در این کتاب از طریق پیش بینی نیازهای مشتریان، محدود کردن گزینه های رقبا و تغییر پویایی صنعت به نفع خود ، اندیشه ها را به استراتژی ها و اقدامات عملیاتی تبدیل می کردند.

فصل دوم کتاب در مورد اقدامات جسورانه ای است که ضمن ملاحظات لازم در پیش گرفته می شوند و شرکت را در معرض ریسک غیر ضروری قرار نمی دهند. گیتس، گرو و جابز هر یک شرط های بسیار بزرگی بستند و تا حد معقولی هم اشتباه کردند. اما آنها به ندرت وارد معاملاتی می شدند که بیش از حد ریسک داشته باشند یا اشتباه در آنها قابل بازگشت نباشد.

فصل سوم در مورد رویکرد نسبتا جدیدی به استراتژی است که مستلزم ایجاد هم زمان پلتفرم و اکوسیستم است، و نه فقط محصول و شرکت. ما در این فصل از این سه استراتژیست بزرگ می آموزیم که چگونه بین مبادله مربوط به خلق محصولات عادی و ایجاد پلتفرم های صنعتی تعادل ایجاد کنیم.

فصل چهارم در مورد بهره گیری هم زمان از نقطه اتکا(نفوذ) و قدرت برای به زمین زدن رقیب است-آنچه که در این کتاب از آن به تاکتیک های جودو و سومو نام برده می شود.

فصل پنجم در مورد ساخت سازمان حول محور مهارت های رهبر شرکت و فراست بی همتای اوست، یا آنچه که آن را رکن اصلی می نامیم. گیتس مایکروسافت را بر اساس درک عمیق خود از فناوری نرم افزار، گرو اینتل را بر اساس فرایند های مهندسی منضبط و جابز اپل را بر مبنای وسواس خود درباره ی ظرافت، وضوح محصول در طراحی و انتظارات مشتری تعریف کرد. هر سه آنها بر نقاط ضعف خود آگاهی داشتند و با به کار گیری افراد خبره در آن زمینه ها سعی در جبران آن داشتند. نویسندگان کتاب در این پنج فصل بر دروس مدیریتی گسترده ای تمرکز کرده اند که می توان از آن بسیار آموخت.

در بخش پایانی و نتیجه گیری کتاب به خلاصه ای از پیش نیازهای تبحر در این پنج قانون قاعده استراتژی پرداخته شده است. همچنین در این بخش به نسل بعدی مدیران عامل موفق و استراتژیست های بزرگ حال حاضر- مارک زوکربرگ، جف بزوس، لری پیج  و پونی ما- پرداخته شده است و اینکه چگونه آنها از بسیاری از همان تکنیک های گیتس، گرو و جابز را به کار گرفته اند. پایان بخش کتاب به بزرگترین اشتباهات گیتس،گرو و جابز می پردازد و در نهایت چند توصیه در مورد مدیران ارشد و کارآفرینان برای هدایت شرکت شان به سمت آینده پایان بخش کتاب است.

 

 

این پست را منتشر کنید

پست‌های دیگر

پنج فرمان برای تفکر استراتژیک

5 فرمان برای تفکر استراتژیک

نویسندگان کتاب «5 فرمان برای تفکر استراتژیک» کوشیده‌اند به مدیران سازمان‌ها کمک کنند با نگاهی متفاوت به مدیریت استراتژیک، زوایای ناشناخته‌ کسب‌وکار را کشف کنند.

خلاقیت زیر اسلحه

خلاقیت زیر اسلحه

مقاله «خلاقیت زیر اسلحه» به بررسی این نکته می‌پردازد که آیا تفکر خلاق در اعضای یک سازمان در شرایط پر فشار تقویت می‌شود یا نه.