دنیا مسطح است

عنوان کتاب ( فارسی):  دنیا مسطح است

عنوان کتاب (انگلیسی):  The world is flat

نام نویسنده: توماس فریدمن

نام مترجم: رضا امیررحیمی

ناشر : ماهی

سال و دوره چاپ : چاپ دوم، بهار 1395

تلخیص: فرشته محمدی 

مروری بر کتاب :

کتاب دنیا مسطح است نوشته توماس لورن فریدمن مشهور به توماس فریدمن است. فریدمن متخصص مباحث سیاست خارجی، خاورمیانه و مسائل زیست محیطی است و تاکنون سه بار برنده جایزه پولیتزر شده‌است.

کتاب، در شش فصل ارائه شده است. فریدمن در فصل نخست به این که جهان چگونه مسطح شد؟ فصل دوم؛ آمریکا و دنیای مسطح، فصل سوم؛ کشورهای در حال توسعه و دنیای مسطح، فصل چهارم؛ شرکت­ها و دنیای مسطح، فصل پنجم؛ ژئوپولوتیک و دنیای مسطح و در نهایت فصل آخر و ششم به قدرت تخیل می پردازد.

فریدمن در این کتاب می نویسد:”من اعتقاد دارم مسطح شدن جهان، در صورت تداوم و در گذر زمان به عنوان یکی از نقاط عطف یا دگرسانی بنیادی، چون اختراع چاپ توسط گوتنبرگ، یا ظهور دولت-ملت ها یا انقلاب صنعتی شناخته خواهد شد که هر یک، در دوران خود، نقش انسان­ها، نقش و ساختار دولت­ها، شیوه تجارت، رسم جنگیدن، جایگاه زنان، قالب­های دینی و هنری، راه­های دانش پژوهی را، فارغ از برچسب های سیاسی که ما به عنوان یک تمدن به خود و دشمنانمان زده ­ایم، دگرگون ساختند”.

در فصل اول نویسنده ماجرای سفری به شهر بنگلور هندوستان را نقل می‌کند، وقتی که دریافت جهانی سازی مفاهیم اصلی اقتصاد را تغییر داده است. منظور فریدمن از مسطح شدن جهان متصل بودن، به مفهوم کاهش موانع تجاری و سیاسی، درپرتو پیشرفت­های فناورانه است. جهانی شدن به تعبیر فریدمن بیش از آنکه نتیجه عملکرد شرکت­های بزرگ یا سازمان­های عظیم جهانی، مثل بانک جهانی و صندوق بین ­المللی پول باشد نتیجه عملکرد افراد است. افرادی که با جایگاه مستقل و آزاد به عنوان آفرینندگان و ابداع­گران نو­پدید (به خصوص درکشورهایی مانند هند و چین) از طریق رایانه خود در عرصه جهانی به فعالیت پرداخته ­اند .

فریدمن بر این باور است که برای مقابله با پدیده مسطح شدن جهان، نیروی کار ایالات متحده باید توانمندی‌های کاری خود را بی­ وقفه به روز رسانی کند. وی عقیده دارد که سازگار نگاه­داشتن نیروی کار، شانس استخدام را نیز افرایش می‌دهد. او همچنین پیشنهاد می‌کند که دولت با کمتر کردن وابستگی مزایای بازنشستگی و بیمه‌های درمانی به کارفرمای یک فرد و مهیا کردن بیمه‌ای که تا حدودی بتواند کاهش احتمالی درآمد فرد را بر اثر تغییر شغل پوشش دهد، تغییر شغل را برای وی آسان تر می‌کند. فریدمن همچنین باور دارد که با توجه به کاهش نرخ آمریکایی‌هایی که دانشمند، مهندس و ریاضی‌دان هستند، می‌بایست برای جوانانی که می‌خواهند به سمت این حرفه‌ها بروند، اشتیاق بیشتری وجود داشته باشد.

وی در خصوص تاثیر مسطح شدن دنیا بر کشورهای در حال توسعه می نویسد وقتی کشورهای در حال توسعه می خواهند به چالش مسطح گرایی فکر کنند اولین کاری که باید بکنند درون نگری سختگیرانه صادقانه است. یک کشور، رهبران و همچنین مردمش باید با خود صادق باشند و بدون ابهام به جایگاهشان در رابطه با سایر کشورها و ده تسطیح گر فکر کنند. آنها باید از خودشان بپرسند” تا چه حدی کشور ما به علت مسطح شدن دنیا دارد پیشرفت می­ کند یا عقب مانده است و تا چه حدی از مزایای پلتفرم­های جدید استفاده می­کند و خود را با واقعیات جدید تطبیق می­دهد”. وی همچنین معتقد است که هرچه فرهنگ کشورها به طور طبیعی بیشتر پذیرای جهانی شدن محلی باشد( یعنی آسان­تر ایده­ها و بهترین روش­های جهانی را جذب و آن را با سنت­های خود ترکیب کند) مزیت بالاتری در دنیای مسطح خواهد داشت.

فرید من در مورد شرکت­ها و دنیای مسطح می نویسد ” شرکت­هایی که توانسته اند تا امروز رشد داشته باشند آنهایی هستند که بیشترین آمادگی را برای تغییر دارند”.

در بخش پایانی کتاب فریدمن به موضوع یازده سپتامبر هم می پردازد و درباره تروریست­ها، زندگی و پیشینه آنها نکته هایی را بازگو می کند که جای اندیشیدن دارد، او به عاملان هواپیما ربایی­ها اشاره کرده و از وضعیت زندگی­شان می ­گوید، اینکه تحصیل کرده بوده ­اند، در کشورهای اروپایی زندگی کرده و در فقر بسر نمی­برده ­اند و در خانواده­ های بنیادگرا هم رشد نکرده ­اند و با طرح این واقعیت­ ها، دلایل دیگری را در پیوستن آنها به این گروه ­های دیگرستیز جستجو می کند.

وی می نویسد:” امروزه بازترین و با تساهل­ ترین شهرهای دنیای مسلمان آن­هایی هستند که مرکز تجاری­ اند مثل بیروت، استانبول و….

مذاهب ذوب­ کننده و شکل­ دهنده قدرت تخیل اند. هر قدر قدرت تخیل مذهبی، بیش تر در یک محیط بسته یا غار تاریک شکل بگیرد بیشتر احتمال دارد که جهت تاریکی به خود بگیرد. مردمی که به دنیا متصل هستند و در معرض فرهنگ­ها و دیدگاه ­های متنوع ­تری هستند کم­تر احتمال دارد که قدرت تخیل یازده سپتامبر را داشته باشند. آدمهایی که احساس انزوا میکنند و برایشان آزادی فردی و رضایت نفس، خیالبافی­ های ناکجا آبادی است، محتمل تر است که قدرت تخیل 11/9 را داشته باشند.

این پست را منتشر کنید

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on pinterest
Share on print
Share on email
0 0 votes
Article Rating
Subscribe
Notify of
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments