مقاله – بازنگری شناخت گروه: از سردرگمی مفهومی تا یک محدوده مرزی میان شناخت و دیدگاه های اجتماعی فرهنگی

عنوان مقاله ( فارسی): بازنگری شناخت گروه: از سردرگمی مفهومی تا یک محدوده مرزی میان شناخت و دیدگاه های اجتماعی فرهنگی

عنوان مقاله (انگلیسی):
Reconsidering group cognition: From conceptual confusion to a boundary area between cognitive and socio-cultural perspectives?

Sanne Akkermana, Piet Van den Bosscheb,Wilfried Admiraala, Wim Gijselaers, Mien Segers , Robert-Jan Simonsa, Paul Kirschner. “Reconsidering group cognition: From conceptual confusion to a boundary area between cognitive and socio-cultural perspectives?” Educational Research Review 2, 2007: 39-63.

برچسب (Keywords):
Group, Team mental model, Collective mind, Cognitive perspective, Socio-cultural perspective

تلخیص: شکوفه اسعدی

خلاصه مقاله:

سوال یا سوالات اصلی: تحقیقات زیادی در حوزه های آموزش، روانشناسی سازمانی و روانشناسی اجتماعی در خصوص ساختار ایجاد معانی در گرو ها انجام شده است. اما علیرغم این گستردگی تحقیقات این زمینه هنوز نیازمند شفاف سازی مفهومی به ویژه در خصوص واژه های مورد استفاده مانند “فهم اشتراکی”، “ذهن جمعی”، “مدل های ذهنی تیم” و “شناخت توزیع شده” است. در این مقاله چهارچوب های مفهومی که در تحقیقات کاربردی استفاده می شوند مورد بررسی و مرورو قرار گرفته است. این مقاله به دنبال شفاف سازی معانی مورد استفاده در مبحث “شناخت گروهی” و در صورت امکان دسته بندی این مفاهیم است. بدون این شفاف سازی، امکان مطالعات عملی در این حوزه به شدت کاهش خواهد یافت. هدف این مقاله تحلیل مفهوم سازی های مختلف از شناخت گروهی است. در این مقاله هدف فقط ایجاد یک مقایسه ساده میان مفاهیم و معانی نیست بلکه نویسندگان این مقالع قصد دارند فراتر رفته و با بیان شباهت ها و تفاوت ها میان مفاهیم نشان دهند در تحقیقات تجربی حوزه آموزش و روانشناسی چگونه ایجاد شناخت گروهی مفهوم سازی می شود. در حقیقت در این مقاله یک دسته بندی از مفاهیم صورت خواهد گرفت.
مبانی نظری: دو دیدگاه کلی در خصوص شناخت گروهی وجود دارد، یکی دیدگاه شناختی و دیگری دیدگاه فرهنگی اجتماعی. این دو دیدگاه طرز تلقی های متفاوتی از شناخت گروهی و نحوه شکل گیری آن دارند. نوسیندگان در مرور خود مقالات در حوزه “شناخت”، “شناخت گروه” را با توجه به دو زاویه دید یاد شده تقسیم بندی و سپس مقایسه نموده اند.
در زاویه دید شناختی، شناخت گروهی را به عنوان شباهت یا روی هم افتادگی مدلهای ذهنی افراد در نظر می گیرد. در این نگاه فرد به عنوان موجودی مستقل است که با جامعه دارای ارتباطات و تبادلات است و فهم خود را ار دنیای بیرون بر اساس همین ارتباطات و تعاملات می سازد. در زاویه نگاه احتماعی فرهنگی شناخت گروهی به عنوان فرآیند هماهنگی فعالیت ها و مشارکت پویای افراد در فعالیت مشترگ تعریف می شود. در این نگاه، فرد و اجتماع از هم جدا نیستند بلکه یک کل واحدند واژه های مورد استفاده در دو دسته مطالعات نیز متفاوت است.
روش پژوهش: ابتدا با استفاده ار برخی خانواده واژه ها، مقاله ها برای مرور جستجو و انتخاب می شوند. سپس مقاله ها تحلیل شده و اطلاعات آنها برای تحلیل هلی بعدب در یک جدول گردآوری می شود. بر اساس تحلیل های به عمل آمده، مقالات دسته بندی می شوند. این دسته بندی بر اساس همان دو گروه مطرح شده در بالا انجام می شود. سپس شباهت ها و تفاوت ها در هر گروه و در دو گروه با یکدیگر بررسی شده اند.
نتیجه گیری: نویسندگان با بررسی مقالات در هر دو گروه، تعریف دقیق تری از هر دو زاویه نگاه اراده کرده اند همچنین به این نتیجه رسیده اند که خر کدام از زوایای نگاه، واژگان و گفتمان مختص به خود را دارد. در زاویه نگاه شناختی واژه هایی مانند information, knowledge, mental models, knowledge structures, building models استفاده می شود و در زوایه اجتماعی – فرهنگی واژه هایی مانند participation, activity, interaction, processes coordination. همچنین نویسندگان این سوال را مطرح کرده اند که آیا ممکن است به شکلی این دو زاویه نگاه را تجمیع کرد و از مزایای هر دو بهره برد؟ عده ای از نویسندگان معتقدند چون این دو زاویه نگاه بر پایه دو تدوری متفاوت نسبت به انسان و جامعه پی ریزی شده اند پس تجمیع آنها ممکن نیست. برخی دیگر معتقدند این دو تئوری به نحوی مکمل هم هستند و می توان در تبیین پدیده واحد از ترکیب هردوی آنها استفاده کرد، البته نمی توان آن دو را یکی کرد. به عبارت دیگر می توان از هر کدام از این دو تئوری برای مشخص کردن و پوشاندن ضعف های دیگری استفاده کرد اما ترکیب این دو ممکن نیست. برخی از نویسندگان نیز ترکیب این دو را ممکن می دانند هر چند خود نتوانسته اند شواهد مثبتی دال بر این ترکیب ارائه کنند.
با جمع بندی سه پاسخ می توان به این نتیجه رسید که ترکیب کامل این دو زاویه نگاه ممکن نیست زیرا فرضیات پایه هر یک متفاوت است. بلکه می توان از هر کدام در توضیح در جایی استفاده کرد که دیگری در آن مسکوت مانده است.

این پست را منتشر کنید

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on pinterest
Share on print
Share on email
0 0 votes
Article Rating
Subscribe
Notify of
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments